حجیت دلالت سیاق و اصل قرینه بودن آن، یکی از اصول عقلایی محاوره است که در همۀ زبان¬ها به آن توجه می¬شود. مفسران و دانشمندان علوم قرآنی نیز به جایگاه سیاق در تفسیر آیات و به تأثیر چشمگیر آن در تعیین معنای واژگان و فهم مفاد آیات تصریح کرده¬اند. از جمله کارکردهای سیاق کمک به فهم مباحث ادبی قرآن است. ابن عاشور در تفسیر التحریر و التنویر با اعتقاد به اصولی همچون پیوستگی نزول، ارتباط ساختاری، ارتباط معنایی و ارتباط موضوعی، به نقش سیاق در حوزه¬¬های صرفی، نحوی، بلاغی و تبیین وجوه قرائی و نیز ترجیح یک نظر بر دیگر آرا در این حوزه¬ها، توجه داشته است. اگر آیه¬ای عنوان کلی و حکم مستقلی را بیان کرده باشد و وحدت مفهومی میان آیات قبل و بعد خود نداشته باشد، در این صورت ابن عاشور تأکید بر سیاق و توجه به قبل و بعد را محدود کنندۀ کلام دانسته است.